!

 

وقتی روزگار ناروزگار با کلاس می شود

دختر کبریت فروش تن فروش می شود!

  
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٢/۱٥


لحظه لحظه می رسد پایان

 

 عقربه های ساعت به پیش می تازند . حتی به ثانیه هایمان نیز رحم نمی کنند . زمان رسیدن است و وقت چیدن .

  
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/۳٠


خیسم از یاد دیروز

دلم برای شهری تنگ شده که آسمانش بی منت و بی بهانه زمین را غرق باران می کرد.

  
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۳


سالهاست که فصل روی فصل انباشته می شود...

شب بود

ماه پشت ابر بود،

کتاب پر بود از قصه ها ی خوانده و ناخوانده،

هنوز سحر نیامده بود که بهار آمد و

 قصه ی دگری از سرنوشت...

 

  
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۸


فراتر از عادت

من دور از تو,

و تو نزدیک تر از من به من

و چه بد عادتی ست که فاصله با سال نوری اندازه می گیرم.

  
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/۱٤